جودي در تعطيلات !!!!!!!!!!
هوراااااااااااااااااااااااااا من الان در تعطيلي كامل به سر مي برم هو ! ![]()
از وقتي سر كار ميرم خيلي وقته تعطيلات چند روزه نداشتم
آخ يادش بخير اون موقع ها كه جوون بوديم يه ماهي واسه عيد تعطيل بوديم و حالش و مي برديمممممممممم فراوان و بسيار ![]()
البته اصولا خواب زياد و آسايش فراوان با جودي ميونه خوبي نداره و تعطيلات واسه من وقتيه كه به كارهاي مورد علاقه ام ميرسم كه روزهاي عادي وقتش رو ندارم
از الان دلم غنج ميره واسه خوندن يه عالمههههههههههه كتاب
، كليپ ساختن ، وب گردي ، آشپزي
، رويت (!!!) مقدار متناوبي فيلم
، دادن يه حال اساسي به اين كامپيوتر بدبختم كه تو اين چند ماهه درست و حسابي دستي به سر و گوشش نكشيدم ، يه برنامه ريزي اساسي واسه سال آينده ، كرم ريختن (!!!!!) به دور و وري ها كه چند وقتيه بي نصيب بودن !!!!! خلاصه كلي كاررررررررررر دارم. تازه از وقتي اسباب كشي كرديم به خونه جديد بعضي از اثاث هامو هنوز از تو كارتن درنياوردم . واسه ارشد هم ميخوام شروع كنم به درس خوندن . شمام فك كنين اگه چيز ديگه اي به ذهنتون اومد بگين به ليستم اضافه كنم ! ![]()
اول طبق قولي كه داده بودم ماجراي تولد رو تعريف كنم . پنج شنبه پيش تولد لوك بود .
من از يه ماه قبل ميخواستم واسش كادو بخرم !! ولي به دلايل استراتژيكانه اي نشد !
چهارشنبه ديدم اي ووووووييييي خاك عالم فردا تولد اين پسره است كه !
حالا از شانس قشنگ ما به ماموريت هم فرستانده شديم ! ساعت 4:30 كه بالاخره از دست اون آدماي زبون نفهم !!
خلاص شديم پيش به سوي شركت رهنون گرديديم تا شرح ماموريت رو به فرمانده ! بديم و بعد هم پيش به سوي خريددددددددد
. نزديك شركت اين سالي در بدر به فكراي بي ناموسي به سرش زد و رفت پاي قرار !!!!!!
البته قرار تلفني !! اين دوست سالي هم آدم خاصيه !! اينا دوست نيستن كه ! مشاور تحصيلي همن !!!!!!!! محل قراراشون هم همش دانشگاه حضرت اجله !!!!!!!!!
اي خداااااااا من چي كار كنم از دست اين اراذل و اوباشي كه دورمو گرفتن !
![]()
خلاصه در پي ترك اينجانب توسط سالي ما هم رفتيم بالا تا لپ تاپ مربوطه رو تحويل جناب لوك بديم كه ديديم اي دل غافلللللللللللللللللللل .
چرا شركت خاليه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
خاليه خالي كه نه . آني و يكي از بچه ها تو اتاق خودشون بودن . آني هم كه جريان ما رو مي دونه حسابي هوامونو داره و هي ما رو تنها ميذاره !!!!!!! حالا ما كه اصلا اهل اين حرفا نيستيم و فقط به فكر كاراي شركتيم !!!!!!!!! ولي نم ذارن كه !!! به زور ما رو با هم تنها ميذارن !!!!!!!!!!!! اي بابا از دست اين بچه ها !!
![]()
خلاصه ما هم ديديم در ديگ بازه و حسني كه سر نداره باباش خبر نداره !! و خلاصه فقط واسه اينكه زحمات بچه ها به باد نره !!!!!!!!!!!
يقه لوك رو چسبيديم ، نه صب كن ببينم ، آها لوك يقه منو چسبيد
!! خلاصه رفتيم در يك مكان خلوت و .......... نهههههههههههههه جون شما ! اصلا و ابدا ! اصلن فكرشم نكن !! عمرا !!! نه بابا ! نه اونجوري !!!!!!!! ديديم ااااااااا يه نيم ساعتي گذشت !!! مثلا با اين سالي ورپريده قرار داشتيما !!!!!!
حالا بذار يه چند دقيقه ديگه هم حالشو ببريم خب !!!!!!
كار به جايي رسيد كه سالي اومد و منو به زور با خودش ورداشت برد !!!!!!!!!!! مي بيني خواهر ؟؟؟!! ![]()
ما ديديم اي دل غافل ما قرار بود كادو بخريم كه !!! خلاصه رسما فاش نمي كنم چي براش خريدم !! يه قلمش يه خر ناناز بود !!!!!!!!!!!!!!
به من چه خودش ميگه من خرم !!!!!!!!!!!!!!!!!!! هرچند من به ابله بودن و سفاهت و چشم چپول بودن متهم شدم و سالي و خانوم فروشنده بهم گفتن اين بيشتر شبيه گاو يا اسب آبيه اما هر دو در كمال امتنان اذعان داشتن به جماعت خران ( خرها !! ) هم شبيه و تازه اگه كاملا خر بود خر نانازي مي شد !!!!! واي كه چه چشم هاي عشوه گر و خماري داشت !
عينهو چشماي لوك !!!!!!!!!!!! (الهي من قربونت برم انقدر مظلومي تو ننه !! هي اين دري وري هاي منو ميشنفي ، هي عينشو تحويل خودم ميدي !!!!!!!!!!! حالا خوبه اينجا رو نمي خوني !!!!!
) يه قلب گنده سفيد هم تو دلش داشت !!!! اي سازنده ات قربونت برهههههههه آخه چرا سفيد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
![]()
يه كارت تبريك هم براش گرفتم هم ساده بود و هم خيلي عارفانه !! يه شعر نيمه طولاني هم براش توش نوشتم با دو خط تبريك . فقط من نمي دونم چرا وقتي توشو خوند بچه جوگير شد و عاشقانه و ملس نگام كرد
. حالا خوبه سالي اونجا بود وگرنه كار به جاهاي باريك مي كشيد !!!!!!!!! يه CD ويژه هم براش رايت كردم از آهنگايي كه خودم دوست داشتم !!!!!!!!!!!!
ولي انصافا selection توپي شدا . كار آماده سازي هدايا و اينا تا 1 شب طول كشيد و هرچند فكراي بهتري در سر داشتم ولي با اون اوضاع پيچيده كاري واقعا نتونستم. فردا صبح زود هم با هم قرار داشتيم شركت . سالي رو هم سر راه ديدم و اون به عنوان هديه ويژه تهيه عكس و فيلم از كليه مراسم رو به عهده گرفت، به جز اون بخش هايي كه از اتاق بيرونش مي كرديم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ما هم شاد و شنگول رفتيم و چون وقتي ما رسيديم هنوز لوك نرسيده بود كليد هم گرفتيم و سريع آماده مهيا سازي شديم . حالا از اون ور مامان لوك بي خبر از همه جا گير داده بود بهش كه چا انقد زود ميري سر كار ؟؟؟!!!!!
و از اين ور هم من كه معمولا اصلا آرايش نمي كنم به جز مواقع نادري و اونم واسه تنوع ، مي خواستم يه ذره تنوع سازي بنمايم كه تو خونه وقت نكردم و آخرش تا قبل رسيدن لوك فقط يه رژ ماليدم و يه ذره ريمل . بماند ايشون با همون يه ذره كيفور شد بسيار !!!!!!!!!
لوك اومد تو و من اول كادوهاشو بهش دادم. مي خواستم يه كم فيلم بگيريم . تازه جلوي بچه هاي ديگه هم نمي خواستم بهش بدم . مي خواستيم تا قبل رسيدن بقيه يه ذره سالي رو هم دست به سر كنيم
كه آقا چشمتون روز بد نبينه !!!!!!!
زنگ در به صدا در اومد . طفلي لوك هنوز همه كادوهاشو هم باز نكرده بود. اين تيكه اش خيلي باحال بود . چون هر سه تامون هم زمان داد زديم نهههههههههههههههههههههههههههههههه كه اين تيكه تو فيلم هم هست !!!!!! خانوم منشي اون روز 25 دقيقه زودتر رسيده بود. اي خداااااااااااااااا .
حسرت يه بوسه كوچولو
يه در آغوش گرفتن ساده به دل ما موند . فكر كن اولين تولدي كه كنار هم هستين و تازه همسر همديگه محسوب ميشين نتوني ببوسيش .
خودم خيلي ناراحن شدم و واسه اونم ناراحن تر .
ولي ديدم خب نبايد بقيه امروزو خراب كنيم . جلوم خانوم منشي شروع كرديم به باز كردن بقيه كادوها . البته خانوم منشي كه جوونه و بچه هم داره ، خيلي مهربون و خودمونيه و يه بوهايي هم برده و تازه كلي هم منو لوك رو دوست داره ، ولي مثلا خبر نداشت ديگه !! و تازه از ما بزرگتر بود و خجالت هم مي كشيديم.
ولي انصافا خيلي آدم شاد و پر انرژي و سرحاليه و هرچند ما از يه چيزايي محروم شديم ولي عوضش كلي هم خوش گذشت و گفتيم و خنديديم.
يك ساعت بعد هم بايد جايي مي رفتيم كه منو لوك و سالي سه تايي رفتيم و چون بهمون يه اتاق كوچولو اما خالي و در بسته داده بودند كه توش كار كنيم و سيستم رو راه اندازي كنيم، بالاخره دقايقي هم سالي رفت پاي يه سيستم ديگه تو يه اتاق ديگه و ..................
تفلدش بود خب !!!!!
به من چه ؟!!!!!!!!!!!!!!!! ![]()
وايييييييييي من چقده حرف زدم . بقيه اش رو ميام بعدا ميگم !!!!!!!!!!!!! تازه شم ديروز كه روز آخر كاري ام تو سال 86 بود خدا يه عيدي گندههههههههههههههههههه به من و لوك داد. ![]()
الان نمي گم تا حسابي از فضولي به خودتون بپيچين . ![]()
موخلصصصصصصصصصصصصص همگيييييييييييي ![]()
