هو هوای رفتنه !
کدام واژه مرا تا عروج ما ميبرد؟
اگر تو نبودی سلام را که با لبخند پاسخ می داد؟
نگاه منتظرم راه بر نگاه که می بست؟
ز پشت پنجره چشمان من که را می جست؟
اگر تونبودی فضای خاطره ام عطر ياد که را داشت؟
سرای خاطره ام رازدار که بود؟
اگر تو نبودی دلم هوای که می کرد؟
سفر به ياد که آغاز ميتوانستم؟
کدام واژه به جای تو ورد لب می شد؟
اگر تو نبودی دل غمديده را چه کس ميبرد؟
کدام خنده مرا جان تازه ای ميداد؟
کدام شرم نجيبانه آتشم ميزد؟
کدام بغض غريبانه گريه سر ميداد؟
اگر تو نبودی به شوق که آغاز می توانستم؟
به کوی که پرواز می توانستم؟
تو را به هق هق آرام وبيصدا سوگند بمان
بمان که گر تو بمانی بهار خواهد ماند
بمان بهانه بودن بمان دليل سرودن
بمان اميد شکفتن که گر تو بمانی
دوباره خواهم ماند دوباره خواهم خواند
بمان که من به شوق بودن با تو
به آفتاب روشن فردا سلام خواهم داد
بمان که گر تو بمانی اميد خواهد ماند
----------------------------------------------------------------
دو هفته شلوغ پر كار ... زحمت ... خستگي ... درس خوندن ... اميد ... انتظار ... انتظار ... و باز هم انتظار ...
شركت محترم خودروسازي ساي*پا ميشه لطف كنين خودروي من رو زودتر توليد كنين ؟! خسته شدم ... ديگه حوصله ندارم . بيشتر از يك ماهه علاف شما شدم من .
و يه خبر خوب ، ماشين ؟ نه بازم بايد منتظر بمونم... گفتن فقط 7 – 8 – 10 روز ديگه !!
پس چي ؟
« ... اگر تو نبودی دلم هوای که می کرد؟
سفر به ياد که آغاز ميتوانستم؟ ... »
بله سفر !! دارم ميرم بندر عباس . پنج شنبه صبح تا شنبه بعد از ظهر
يه ماموريت كاري ! من و سالي و البته لوك خوش شانس !
مامان رو هم براي اين كه تنها نباشه اينجا ميبرم. با هزينه خودم البته .
وايييييييييييي كه چقدر دلم ميخواست من و تو تنها كنار دريا ، با هم ، كنار هم ...
هميشه تو ذهنم درياي شمال بود ولي ... انگار قسمت چيز ديگهاي بود ! جنوب و شمالش چه فرقي ميكنه وقتي «همه جاي ايران سراي من است» ؟ من تا حالا جنوب نرفتهام ... هيچ وقت . و حالا دارم از خوشي پر در ميارم ...
به قول سالي ما ماه عسلمون رو هم رفتيم !!!!!!!!!!!!
خدا جونم مرسي ... به خاطر همه اين روزهاي خوب، لحظههاي خوب، خوبِ خوب ِ خوب