مصائب جودي !!
ظهر يه عمليات پيچيده ملوس شورون ( = شستن ملوس ) داشتم. طفلك شده بود عين اين ماشينهايي كه زمان جنگ تو مناطق جنگي رفت و آمد ميكردن و گل ماليشون ميكردن تا دشمن نتونه شناساييشون كنه ! تا اينجاش زياد سخت نيست چون قبلا شستن ماشين بابا هم با من بود. تازه به خاطر اين همه عشق و علاقهاي كه بين من و ملوس هست !! اصلا سختم نيست عزيز دلمو (!) بشورم ! قسمت پيچيدهاش اينجاست كه تو مجتمع ما استفاده از آب توي حياط براي ساكنين يه جورايي ممنوعه !! يعني براي اينكه يكي نياد هر روز ماشين بشوره و فرش بشوره و پولش بين همه تقسيم كنن كلا شير آب در دسترس نيست !! بلوك ما يه شير آب داره كه تو پاركينگ يكي از واحدهاست كه در آهني گذاشته براش !! حالا ديگه حلال حرومش پاي خودش من كه گناهش رو نميشورم !! خلاصه من سه بار دو تا گالن 4 ليتري و يك گالن 10 ليتري يعني جمعا 18 ليتر رو آب ميكنم 5 طبقه ميبرم پايين دوباره گالنهاي خالي رو ميارم بالا آب ميكنم و دوباره پايين و ... !! البته مسلم است از راه پله طي طريق ميكنم !! سه بار پلهها رو بالا پايين رفتم كه يه ماشين بشورم !
كار كه تموم شد با يه بدن خسته كوفته برگشتم بالا و پريدم تو حموم. جاتون خالي يه دوش مبسوط گرفتم و حظي بس وافر بردم ! من عادت دارم آخر حموم كه شير رو ميبندم اين چيزه هست ! ميزاريش رو حالت دوش آب از بالا مياد بعد ميزاريش رو حالت شير آب از شير پايين مياد !! اسمشو نميدونم خب ! خلاصه اينو ميذارم وسط كه همه آب از دوش دربياد و اگه يكي يه بار رفت تو حموم از شير پايين استفاده كنه قطرههاي آب از دوش چكه نكنه رو سرش ! كيف ميكنين كلاس آموزشي هم براتون ميذارم !
عصري براي خودم خوشحال خوشحال در نقش يك دختر خوب خانواده ! با تي دارم سراميكها رو تميز ميكنم. يه چركگيري حسابي كه از همه جا كردم ! سطل و تي رو بردم تو حموم كه آب سطل رو عوض كنم. با خوشحالي تمااااام اين شير پايين رو باز كردم كه يهو ... چكه چيه بابا رگباري آب ريخت رو سر و هيكلم !! اومدم مورد عنايت قرار بدم كسي كه اين حركت شنيع رو انجام داده ! يادم افتاد خودم ظهر رفتم حموم و اون شير رو تو همون وضعيت وسط گذاشتم يادم رفته بذارمش رو وضعيت شير پايين !! هر كسي فك ميكنه به خودم فحش دادم سخت در اشتباهه ! فقط يه ذره واسه اين مغز فندقيام غصه خوردم همين !
صبح اومدم يه املت مخصوص سرآشپز درست كنم كل خانواده استفاده كنن ! سر صبر و حوصله همه چي رو درست كردم و فقط موند قسمت افزودن تخم مرغ كه دقيقااااااا آخرين مرحله بود. حالا فك كن من از 100 دفعه لااقل 99 بارشو تخم مرغ رو تو يه ظرف جداگانه ميشكنم و بعد اضافه ميكنم. آفرين ديدي گفتم باهوشي ، درست حدس زدي. اين دفعه همون يه دفعه بود كه اين كارو نكردم. نه زود نتيجهگيري كردم خيلي هم باهوش نيستي. انقدر خوش شانس نبودم كه اولين تخم مرغ خراب از كار در نياد. بازم اشتباه فكر كردي. نشستم دوباره از اول درست كردم !
لوک هم سه روز بهم مهلت داده برم بگیرمش !
پاچه اش رو نه خودش رو !! نخیر گاز نگیرم یعنی برم بگیرمش دیگه ! میگن بریم زن بگیریم ، من برم به شوهری بگیرمش
میگم آخرالزمون شده باور نمیکنین ![]()

